|
دلباخته
|
|
|
|
||||
|
ای خدا چرا دنیا پر از حادثه های وارونست
عاشق کسی میشی که عاشقی نمیدونه من به دنبال تو و تو به دنبال کسی دیگه هیچکدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه من واسه چشمای نازنین تو یه دیونم من دوست دارم ولی علتشو نمیدونم
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:48 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ای خدا سوختم و ساختم
وقتی فهمیدم که با ختم بعد تو عشق قشنگم آدمارو خوب شناختم آره عاشق تو بودم ذره ذره وجودم حتی یک بارم نگفتم حالا برات قصه سرودم.......
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 15:4 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به نام یگانه یزدان ![]()
در ادامه مطلب شعری از شاهین نجفی رو نوشتم ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 18:47 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دل بی کس ما شنای غروبه خدا مهربونه تمومش دروغه خدایا نگاه کن به این قلبه زارم نزار از تو برگرده این قلبه تارم من از کودکی ها تراتم سیاه نمی گم خدا کار تو اشتباه ولی این چه رسمه که من غرق ظلت ولی عده ای غرق شادی و نعمت دل بی کس من راهی نداره اگه غرق خونه گناهی نداره آخه او میدونه که من چی کشیدم که از دست دنیا و کاراش بریدم میدونه که من طاقتم سر رسیده میدونه که جونم به آخر رسیده میدونه که راهی ندارم میدونه میدونه که گناهی ندارم میدونه شب رو
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 12:13 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر رو به بابا عزیزم و همه باباهای خوب دنیا تبریک میگمپدر تو تکسیر درد دوباره ای پدر تو معنی زندگی شاعرانه ای پدر تو خشم کوچه ای که تو مشتته پدر تو شاعر نسلی هستی که تو پشتته شب رو
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 12:33 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بگو دکترا برن این نفس های آخره تو فقط برام بخند این جوی خیلی بهتره بعد آخری بزار زیر بشینم نگات کنم غزل آخرم و فدای خندهات کنم عزیزم گریه نکن خراب هر هق هقتم کاش نفس یاری کنه بازم بگم عاشقتم بگو هیچ کسی نیاد میخوام باهات تنها باشم دستاتو به من بده که دارم از هم میپاشم دیگه بیتابی نکن آشفته حالم میکنی از تنم گلم بگو منو رم میکنی باتوام تا ابد نمیشی از من جدا گل مهربون من قرارمون پیش خدا رد خندهاتو هیچ کس نشونم نمیده تا بیام حرف بزنم گریه امونم نمیده میدونم سخته ولی رفتن من حقیقته واسه من گریه نکن این آخرین وصیته
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 14:44 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بيچاره من كه بعد تو ديونه ميشم باورم نميشه كه رفتي از پيشم رو زمين گشتم اما به سختي اومدم به ديدنت اما تو رفتي چاره درد من مرگم رسيده اينجا حتي قبله هم صبرم نميده اومدم نزارم عشقتو ببازي اما اين رسمش نبود مهمون نوازي ميميرم اگه از تو نشوني نمونه عزيزم ميسوزم تو نياي چشمامو من به در ميدوزم ميميرم نگو رفتن من واسط فرقي نداره من ميرم اما گريه نكن ديگه فايده نداره ميرم ميرم ميرم بدون وداع ميرم ميرم ميرم به خاطره ها ميرم ميرم ميرم خدا حافظ بيچاره ام خسته ام چشم انتظارم تو اين پس كوچه ها تنهام نزارم نيستي از تاريكي شبا ميترسم بي وفا دارم توي سرما مي لرزم ميترسم از غصه ها دووم نيارم آخه هيچ نشونه اي از تو ندارم آروم آروم دارم از غصه ميميرم تو بگو نشونتو از كي بگيرم تموم زندگيم اينه من و بغض و در وديوار چي مونده ار تن خستم كه ميخواد بشينه ميرم خدا حافظ ...
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 11:28 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:17 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دلت گرفته می فهمم
منم مثل تو هستم بد جوری غرقم با ور کن منم مثل توهستم ولی میدونی نباید نا امید بشی باور کن بدتر غرق میشی این اجازه رو به خودت نده نباید بزاری......................
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:1 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قراره تنهای ما روز جدایی فردا بود خلاصه فردا واسه ما شروع کل دردا بود فردا قرار بود من و تو از هم دیگه جدا بشیم فردا قرار بود هم دمه گیره بی صدا بشیم از تو چه پنهمون گل من.من خیلی وقته بی توام دیروز و فردا نداره برام خیلی سخته بی تو ام یادش بخیر قلب تو برام سنگ صبور میخواستم عاشقت کنم هر جور شده حتی به زور حالا که نیستی لااقل تسکین به قلب من بده اون که نخواست پیشم باشی حالا کجاست صبرم بده چه جوری باور کنم رقیب من نازت کنه شبا کنارت بخوابه ار خواب بیدارت کنه یادته که زیر بارون تو دعا کردی که بمیرم منم قل دادم که دیگه عکستو بغل نگیرم تو دعات گرفت و من مردم اما عاشقم هنوزم با همون قاب عکست میگذرونم شب و روزم لحظه های آخر تو میره از یادم به سختی بدرقت اومدم اما دست تکون ندادی رفتی یه دل خوشی دارم هنوزم حالا که دارم میمیرم هر وقت که بارون بباره تو رو کنارم میبینم نگاه به چشم خیس من به عشق پاکم نکنین رفیقم رفته سفر چند روز خاکم نکنین شاید خوشش نیاد که من تو خاک و خونه پیرهنم مردم چرا نمیاد با گل سرخ به دیدنم توقع داشتم میمیرم حداقل نگاه کنه حتی نیومد لحظه ای با جسمم وداع کنه نويسنده:مجيد خراطها
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 13:38 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آره بس که دل داغ داره آره اگه بدونی بدون یکی هست که فقط واسه تو دعا کنه وقتی که تنهاش میزاری خدا خدا کنه بدون یکی هست که شبا ستاره هارومیشماره با اینکه تو دوسش نداری دل ازت نمیبره آره حقته همه جا بد بگی از من خیلی وقتا شده بچگی کردن من هنوزم مثل یه بچه بی عقلمو آره حقته بری و زده شی ازمن نمی خوام تو دل واپس من بشی اصلا نمی خواد دل خوشی خنده شی عمدا نمی خوام ببینم به خاطر بدی های من تو هر روز بدتر شکسته شی از غم تو رو دعا می کنم خوشبخت بشی حتما دعا می کنم که ساده رد بشی از من برو فکرشم نکن چیه دردم رو خاطراتم فکر نکن خط کشیده اول اونی که یادته منم عاشقه با تو بودنم با اینکه تو رفتی بدون من از تو دل نمی کنم از ته دل داد می زنم عاشق و دیونت منم دوست دارم حتی اگه دیگه نیای به دیدنم
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 19:57 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 20:59 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه یه روز بغض گلوت رو فشردبهت قول نمی دم که می خندونمت
ولی می تونم باهات گریه کنم اگه یه روزنخواستی به حرف کسی گوش کنی بهم بگو....... قول می دم که خیلی ساکت باشم اگه یه روزخواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما میتونم باهات بدوم اگه یه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتیاج دارم اما اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی اومدی یه شاخه گل واسه رو قبرم باخودت بیاری
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 12:19 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
که اينجا باشي , دنيا سهم من ميشه هميشه
روزاي افتابي من با تو که ابري نميشه بي خيال از اينجا رفتي , پشت سر نگاه نکردي تو دلت نگفتي پس اون همه خاطره چي ميشه اگه مهربون مي موندي ديگه تنها نمي موندم خودمو پيدا مي کردم , توي شب جا نمي موندم لااقل يه بر بي انصاف , يه سلامي يه کلامي کاشکي همون لحظه ي اول نامه هاتو مي سوزندم گوش بده به حرفام امشب اگه خوابي يا که بيدار اين جدايي تا ابد نيست , برو به اميد ديدار اگه يه روزي دل تو تنگ گريه هاي من شد بعد يه عمر کنج حسرت زير سايه ي سپيدار
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 11:50 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عشق کلمه اي است که هم دل رو مي توانه داغون کنه هم زندگي اصلا همه چيز عشق کلمه اي که واژه مناسب تري در باره اين کلمه در مورد زندگي نيست عشق يعني دوست داشتن يعني زندگي در کل عشق همه وجود يه فرد و زندگي اگه مي خواهيم لايق عشق باشيم بايد يه عاشق باشيم و اونم يه عاشق واقعي يه عاشق واقعي که بتوانيم عشق رو حس کنيم بفهميم... ![]()
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 11:46 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مــُردم از ایــن کـــه نمردم بــرای تــو
ای خاک بر سرم که نشد خاک پای تو
گــر اختیار مــرگ بــه دستم دهد قضا
روزی هـــزار بـــار بـمـیـرم بـرای تو
غم نیست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
ای کـاش ذره ذره شــود در هــوای تـو
گــویم دعـــا و عمر ابــد خواهـم از خدا
تـا عمر خـویش صرف کنم در دعای تـو
در آرزوی آنکه بــه مــن آشـنا شــوی
آمــیخــتم بــه هــر کــه بـــود آشـنای تــو
جــای تـــو در حـریم وصالست ای رقیب
ای کــاش بـود جای مـن بـیـدل بـه جـای تو
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 11:26 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
یاحسین رقص چشم برای زد دختر یاحسین اشک چشم شده واسه دختر یا حسین لباس مشکیش نیست واسه عذا یاحسین یه گوشه ایستاده واسه غذا
+
نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1387ساعت 20:44 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برایم گریه کردی ، باز پیداست
صدای هق هقت را می شناسم میان ناله های پشت دیوار امیرگفتنت را می شناسم مخواه پنهان کنی از من غمت را
سکوت نامه ات را می شناسم دلت در حسرت پایان هجر است دل شوریده ات را می شناسم تمام سال و ماه و هفته و روز غم دیرینه ات را می شناسم نمی خواهی مرا غمگین ببینی نگاه عاشقت را می شناسم ولی از من مپوشان درد خود را که راز سینه ات را می شناسم مپوشان سرخی چشمان خود را غروب دیده ات را می شناسم... دوباره گریه کردی مثل هر شب نگو نه! عادتت را می شناسم!
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 21:24 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوس دارم بگم عاشقتم و تو ستاره منی دستای تو رو میخام تو شب های خاکستری دوس دارم چشمای تو فقط باشه واسه من برای اینکه واسه تو بمیرم حاضرم حاضرم بگم محتاج نگاه تو ام گل نازم دوست دارم همه دنیامو به پای تو ببازم دوست دارم شبا فقط به یاد تو بخوابم که فردا بشه و من روی لبات بوس بزارم اگه فکر میکنی که بی من خوشبخت میشی برو افشینم همیشه داره آرزوی خوشبختی تورو شب های تاریک من فقط با تو میشه روشن به خدا همه فهمیدن که واسه تو دیونه شدم
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 12:37 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
عروسک ها همشون مثل همن ولی نه مال من با بقیه فرق داره
عروسک ها همشون دل می برن ولی نه مال من با بقیه فرق داره عروسک ها همشون دروغگو اند ولی نه مال من با بقیه فرق داره عروسک ها همشون دل میشکنن ولی نه مال من با بقیه فرق داره افشین شب رو اگه از این شعرم خوشت اومد که دمت گرم اگه خوشت نیومد شرمندتم دفعه بعد جبران میکنم این شعرو تقدیم میکنم به دوست دخترم نمیخام اسم ببرم خودش میدونه
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:21 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
این شعرو تنها نوشتم چون واسه ایران منه واسه ایران تو ولی این شعر ایران با تمام شعرایی که تو عمرت خوندی فرق میکنه میدونی چرا چون افشین شب رو با تمام رپرهای دیگه فرق میکنه
آره خیلی وقته که من بودم سرباز در ایرانو باز کردن هنوزم هست باز هرکی میخاد میبره هرچی میخاد فکر نمی کنی سکوتمون شده کمی زیاد یکی مون باید باشه این درو ببنده نباید باشه گریون تا به ریشمون بخنده باید پاشیم همگی دهنشو ببندیم گریه اونو ببینیم تا ماها بخندیم پس دسته تو بده به من هم وطنم تا داد بزنیم ای ایران شرمندتم ایران هفت هزار سال تمدن پارس ایران آره این خاک پاک ماست ایران بدون افتخارم خون آریاست ایران چشم دشمن گور بشه وطن ماست
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:59 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
دوباره نمی خوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روزم همینه کسی به پای گریه هام نمی شینه....... بازم دلم گرفت و گریه کردم بازم به گریه هام می خندن بازم صدای گریمو شنیدن همه به گریه هام می خندن....... دوباره یه گوشه می شینمو واسه دلم می خونم هنوز تو حسرت یه هم زبونم ولی نمیشه و اینو می دونم....... بازم دو باره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته....... کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر ماتمم چی بوده.......
+
نوشته شده در یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:32 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ببین عزیزم من دیگه بریدم ولی نمی خوام دیگه بیش از این با حرف های تلخم مزاحمت بشم بشنو یه حرف تازه از زبون قلبم که میخاد بگه من از این زمونه خستم آره فقط این کاغذ میدونه تموم حرفم آره خوب میدونه هیچ نایی نمونده بر من که دو سه روزی شد الاه قلبم اونم رفتو گوش نداد به ناله حرفم حالا چی بگم که قربانی خنجر عشقم که باید تو این سکوت صد دفعه بشکنم یه کاغذ پاره شده مرحم دردم داره باورم میشه که از همه سردم خوب باید بمیرم اینجا من اگه مردم هیچ بشری نمیگه از زبون قلبم من تا تموم وجود ایستادم پای حرفم ولی چه کنم که ندارم حتی نای رفتن رفیقامم دارم ولی با چشمای حسود عشقم گلم رفت چون صدام بد بود فقط این تیکه کاغذ همیشه با من بود نه مرحم دلمو رفیق سازم بود ولی حالا دیگه دلم طاقت نداره وقتی من موندمو یه کاغذ پاره
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 14:7 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوس دارم بگم عاشقتم و تو ستاره منی دستای تو رو میخام تو شبای خاکستری دوس دارم چشای تو باشه فقط واسه من برای اینکه واسه تو بمیرم حاظرم حاظرم بگم مهتاج نگاه توهم گل نازم دوس دارم همه دنیامو به پای تو به بازم دوس دارم شبا فقط به یاد تو بخوابم که فردا بشه و من روی لبات بوس بزارم اگه فکر می کنی که بی من خوشبخت میشی برو افشینم همیشه داره آرزوی خوشبختی تورو شبای تاریک من فقط با تو میشه روشن به خدا همه فهمیدن که واسه تو دیونه شدم
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 11:59 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قلب منی جون منی عمر منی هستی من همه کس من عشق منی نمی زارم که حسودا به دزدنت مگه میشه بی تو باشم نفس منی
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 13:4 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چرا چون من حرفام تلخه چرا تو تو حرفات میری تفره و میگی بده حرفامو بزار روک بگم هیشکی حالیش نیست پس توف به من که بعد این مدت من نفهمیدم چون با نفهما بودم و من و درک نکردن اگه حرفا مو زمزمه میکنی به خاطر اینکه تو هم مثل منی به خاطرت بیار از زاده شدنت تا الان یادت میاد همیشه یه حس بوده بگه تنهایی یادته چه آرزوها چه طرهایی تو ذهنت داشتی واسه آینده همش به باد رفت چرا باید به کسی که رویا تو عملی کرده بخندی شاید مشکل اینکه اوغده ای شدی میگن احساس نداری ولی تو بیشتر از همه احساس داری و نیش خند یه احساس فقط واسه اینه چیزی خواستی ندادن چیزی داشتی نباید بی پول سایش چون پول نداری میگی استعداد داری.به درک که کلک بزن به خودت به من به همه چون پسرم باز باید بشنوی که ول کردی باز می پرسن چرا ول کردی درس خوندنو مهربون بودنو چرا نمی فهمی شماها باعثین تو هم مادرت میخواست که خوشبخت بشی ولی نشد بزار دل خوش تر بشی که یه روز می رسی به خوشبختی
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 20:3 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني... دوستت دارم چون تنهاترين مصراع شعرمني... دوستت دارم چون تنهاترين فکر تنهايي مني... دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني... دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني... دوستت دارم چون زيباترين روياي مني... دوستت دارم به يک نگاه عشق مني... دوستت دارم چون نیمه ی منی... دوستت دارم چون عمر منی... دوستت دارم چون ...
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:2 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
+
نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 13:58 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نویسنده : مجید خراطها
به یاد سینه های داغ دیده
خدا وصيت منو گوش بده نامه مو بخون شايد ديگه من نباشم مواظب عشقم بمون ميسپارمش بهت ميرم تمام تار و پودمو يه وقت نياد برنجونيش گسل كني وجودمو خدا يه وقت كسي نياد بگه به قلب سادشو كسي نياد تو زندگيش بشينه زير سايش و بهش بگه دوسش داره خيلي بده زمونه خدا سپردمش بهت مواظب عشقم بمون فردا قراره منو تو از هم ديگه جدا بشيم فردا قراره هم دمه گيره بي صدا بشيم تو كوچه هاي بي كسي نيستي و پرسه ميزنم آي آدما نگاه كنين غريب شعرتون منم يادش بخير منو تو يه قلب پاك و بي غرور حالا چي شدعوض شدي دلت كجاست سنگ صبور
كي ميخاد فردا تو رو از من بگيره كاش اونم ويروبشه آتيش بگيره ما بايد قدر اين روزارو بدونيم واي اگه فردا بياد تنها مي مونيم ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 11:34 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شاید بدانی غصه ها با من چه کردند شاید بدانی در وجودم رخنه کردند این واژه ها بیش از گذشته محو فردا در تار و پود دفتر من ریشه کردند چون شیشه ها و تیشها ها با هم نشستند قلب مرا در سینه ام صد نیمه کردند دیدی که آخر غصه ها با من چه کردند
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 15:56 توسط افشین شب رو
|
|
|||||
|
|||||